قند عسلم هفت ماهگیت مبارککککک
دلسای مهربونم:
این روزها هفت ماه از بودنت در کنارمون میگذره و من و بابا چه عشقی میکنیم از داشتن
هدیه ای مثل تو...
وقتی به چشمان پاک و معصومت می نگرم سر سجده بر آستان دوست فرود می آورم
و او را هزاران هزار بار شکر می گویم بخاطر وجود گلی چون تو در زندگیمان

گل زندگیم:
توی هفت ماهگی وزنت 9 کیلو بود
در این ماه دیگه کاملا میتونی بدون کمک بشینی .
خیلی وابسته به من شدی و وقتی از پیشت میرم میزنی زیر گریه . همش دوست
داری کنارت باشم.
وکسی باشه که باهات بازی کنه. البته جدیدا خیلی هم بغلی شدی.
تازه حرفهایی که قبلا ناقص میگفتی الان دیگه با تسلط بیشتر و کاملتر میگی مثل: بابا
، دددد ، ما ما و ...
عزیزکم تازگیها عاشق صدای حیوونها شدی و وقتی برات صدای حیوون ها رو در میاریم
خیلی ناز می خندی مخصوصا صدای خروس رو خیلی دوست داری.
چند وقته که بخاطر دندونات خیلی بی قراری و اذیت میشی . شبها هم که تا ساعت 2
حتما باید بیدار باشی گلم. امیدوارم که هر چه زودتر مرواریدهای کوچولوت در بیاد تا
دیگه اذیت نشی... آخه من با دیدن بی قراریهات و خارش لثه هات خیلی ناراحت میشم
عزیز دلم . ای کاش میتونستم توی این لحظات سخت برات کاری بکنم که دردت کمتر
بشه. ولی این زمان باید سپری بشه دختر گلم . طاقت داشته باش. 
و من هر روز که میگذرد عاشقانه تر از پیش دوستت دارم ای غنچه ی زیبای تمام
زندگیم.

اینها هم عکسای هفت ماهگیت:





دلسایی وقتی خاله قزی میشه
الهی قربونت برم مامان جون که با روسری اینقدر ناز میشی


بقیه عکسها در ادامه مطلب





قربون پاهای نازت






دلسایی وقتی کتاب می خونه




دلسا جووون با کلاه حموم مامان





قند عسلم هفت ماهگیت مبارککککک 


